|
⊹₊⭑ 🥥𝔄𝔩𝔬𝔥𝔬𝔪𝔬𝔯𝔞🐚⊹ ࣪ ˖
|
هنوزم استارت نزدم .. ایشالا از امروز! :)))
از الان واسه بچها دلتنگم. c:
وقتی همه دارن چرت میزنن من روی تختم لم میدم و پنجره رو تا آخر باز میکنم و به صدای گنجشکا گوش میکنم.
به این فکر میکنم اگه همین دو سه تا خونه ی ویلایی با درختای خوشگلشون نبود از این صدا محروم میشدم.
قبلنا از ساختمون رو به رویی صدای فلوت زدن میومد ... یه سالی میشد ازش خبری نبود اما امروز میشنومش. :) دیگه مثل سابق خوب نمیزنه ... انگار اونم از سازش فاصله گرفته ...
یه کی-دراما دانلود کردم و دارم میبینم و ماسک صورت رو گذاشتم توی یخچال یکم سفت شه و بتونم بعد ازش استفاده کنم ...
جمعه رو باید یه جوری گذروند دیگه. D:
همونطوری که نشسته بودم یه فکری به ذهنم رسید.
میکروفون رو به رومُ روشن کردم و یه آهنگ از گوشیم پلی کردم چسبوندمش به میکروفون. :)))
"شب شبه عشق و شوره شب شبه ماه و نوره ... با یار قرار گذاشتم دیر کرده راهش دوره :)))) "
دیگه طوری شده بود بچه ها نوبت به نوبت از کابینشون آهنگ پلی میکردن و میزدیم و میرقصیدیم. :)))
چیزای جالبی یادم افتاد ... اولین قدم زنامون توی خیابون باهنر بود ... وقتی از بچها عقب افتادمُ خیلی مظلوم ازشون خواستم آروم تر راه برن.
وقتایی که با همیم اطرافمون محو میشه ...
خنده هامون بلندتره ... مسخره بازیامون بیشتر.
صدامون شادتره و غم هامون کمتر از همیشه. :) xo
عاشق آهنگاشونم ... اگه طرفدار موسیقیشون باشید حتما میدونید که لیریکس آهنگاشون چقدر خاصه و از دِل میاد.
آلبوم جدید Edis رو دانلود کردم و چند روزه همه ش پلی میکنم ... به طرز عجیبی خوبه. ^_^
اسم آلبومش An ئه.
کم کم دارم به این نتیجه میرسم که هِنا خیلی به دیگران سخت گرفته ...
یجورایی میخواسته با مقصر جلوه دادن دیگران خودشُ توجیه کنه ... هر چقدر به اپیزود های آخر میرسم مطمئن تر میشم.:/
خلاصه رفتیم همون کافه ای که قسم خوردیم توش پا نذاریم:))
وقتی یکم اونجا وقت گذروندیم فهمیدیم وقتی با همیم میشه اونجا رو تحمل کرد ... شاید باز هم بریم همونجا...
تو کتاب فروشی چرخ میزدم که چشمم خورد به بخش دفترچه های خوشگلش... بالاخره یکی انتخاب کردم و توی کافه استارت نوشتن رو زدم. :))
این نوشتن چیه که انقد منو آروم میکنه xo .
نه موضوعی نه توضیحی!هیچی!من موندم و یه دنیا پی دی اف که باید حفظ شن!آخرشم نمیدونم اونی هست که مدنظرشه یا نع! -__-
داشتیم از دانشگاه خارج میشدیم که بهش گفتم بیا امروزُ با هم باشیم.
از اون لبخندای دندون نما که دوس دارم زد و قبول کرد و بهش گفتم پس بیا یه کافی مهمونت کنم.
به شهرداری که رسیدیم طبق معمول رفتیم توی کتابفروشی مورد علاقمون سرک کشیدیم.همونطوری بین قفسه ها میگشتیم و زجه زنان میگفتیم یه خونه میخواییم عین همینجا!
ری ری میدونه عاشق کادو های کوچیکم و چه بهتر از کادویی که ست باشه؟
چشممون خورد به پیکسل ماتیلدا بدون هیچ حرف زدنی دنبال مشابهش گشتیم و برام خریدش.xo
رفتیم همون کافه ای که دلم میخواست یه بارم شده برم.بخاطر بافت قدیمی ساختمونش...اون روز انقدر غرق صحبت بودیم که یادم رفت ازش عکس بگیرم.:(
کافه تو یکی از ساختمونای فوق العاده قدیمی بود.وقتی توش قدم برمیداشتم پارکتای چوبی زیر پام صدا میدادن.به هر طرف نگاه میکردی اتاقایی بودن پر از مبلای راحتی و وسایلای قدیمی.گوشه ای ترین اتاق رو انتخاب کردیم که شامل یه میز و سه تا صندلی قدیمی چوبی بود.
به بهونه ی اسپرسو رفتم کافه ولی کنارش یه براونی هم سفارش دادم :))
برگه ی کنفرانسشو گذاشت جلوم تا بخونمش.همونطوری که لم داده بودم روی صندلیم و بوی اسپرسو پیچیده بود توی هوا با دقت تمام نکاتش رو خوندم و با اطمینان گفتم بی نقصه و نمیشه توش ایراد پیدا کرد.خوشحال شد و برگه ها رو گذاشت توی کیفش.
بیشتر از یه ساعت اونجا بودیم.
همونطور که چنگال رو توی دل براونی فرو میکردیم سرگرم گفتن و خندیدن بودیم.
رفتیم حساب کنیم؛
خانوم کافه دار یه پیشی پرشین کوچولو بغلش بود و همونجا با خودم قسم خوردم این کافه پاتوقم میشه!:))
خیلی آروم گذاشتش بغلم و من از شدت ذوق و هیجان با چشای گرد شده به بقیه نگاه میکردم.توی عکسام شدت ذوق زدگیم معلومه.:))
رفتیم سمت خیابون علم الهدی و روی نیمکتاش نشستیم و از هر دری گفتیم.از هدفامون از آرزوهامون از ناراحتیامون از همه چی.
جالب بود که هیچوقت حرفامون تموم نمیشن و ما باز همدیگه رو میفهمیم.
وقتی گفت:پشت کنکور موندم ارزششو داشت تا یه دوستی مثل تو پیدا کنم. ، گفتم تمومه!این همون بست فرند منه!از نوع همیشگیش!
دوست خوب یه خوش شانسی بزرگه.
براتون یه خوش شانسی همیشگی آرزو میکنم. xo
واقعا حس خیلی خوبی بود.حتی استرس اولش هم برام جالب بود.
و من عاشق نتیجه ش شدم.^__^
موضوع لکچرم درباره ی فشن بود و تونستم با توجه به علاقه ای که بهش دارم بهتر اجراش کنم.
سعی میکنم واسه ی این چیزا بیشتر داوظلب شم واقعا کمک بزرگی میکنه.
همین تلفظ و نوشتنش هم زیباست؛دقت کردین؟
از همون بچگی اردیبهشت برام دوست داشتنی و خاص بود ^_^🌱
بریم یه استارت خوب و مفید داشته باشیم؟ :)