گیله دختر ‎ . ݁⋆ ꫂ᭪ ݁ | اردیبهشت ۱۳۹۷
 ⊹₊⭑ 🥥𝔄𝔩𝔬𝔥𝔬𝔪𝔬𝔯𝔞🐚⊹ ࣪ ˖
کلاسام تموم شدن و من موندم و یه ما فرجه.

هنوزم استارت نزدم .. ایشالا از امروز! :)))

از الان واسه بچها دلتنگم. c:


#بوک, ناراحت نوشت, ایشه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 14:11  توسط گیله دختر  | 

اگه از روز جمعه غروبش رو فاکتور بگیریم همیشه یجورایی خاص بوده ... خصوصاً عصرای جمعه!

وقتی همه دارن چرت میزنن من روی تختم لم میدم و پنجره رو تا آخر باز میکنم و به صدای گنجشکا گوش میکنم.

به این فکر میکنم اگه همین دو سه تا خونه ی ویلایی با درختای خوشگلشون نبود از این صدا محروم میشدم.

قبلنا از ساختمون رو به رویی صدای فلوت زدن میومد ... یه سالی میشد ازش خبری نبود اما امروز میشنومش. :) دیگه مثل سابق خوب نمیزنه ... انگار اونم از سازش فاصله گرفته ...

یه کی-دراما دانلود کردم و دارم میبینم و ماسک صورت رو گذاشتم توی یخچال یکم سفت شه و بتونم بعد ازش استفاده کنم ...

جمعه رو باید یه جوری گذروند دیگه. D:


#روز نوشت, لبخند نوشت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 13:28  توسط گیله دختر  | 

استاد واسه امتحان بعدی 10 دقیقه وقت استراحت داد و ما چند نفر توی کلاس موندیم.

همونطوری که نشسته بودم یه فکری به ذهنم رسید.

میکروفون رو به رومُ روشن کردم و یه آهنگ از گوشیم پلی کردم چسبوندمش به میکروفون. :)))

"شب شبه عشق و شوره شب شبه ماه و نوره ... با یار قرار گذاشتم دیر کرده راهش دوره :)))) "

دیگه طوری شده بود بچه ها نوبت به نوبت از کابینشون آهنگ پلی میکردن و میزدیم و میرقصیدیم. :)))


#دانشگاه, رشت, روز نوشت
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 17:1  توسط گیله دختر  | 

وقتی به این فکر میکنم فقط یه بار 19 سالمه سعی میکنم بیشتر توی "حال" تمرکز کنم.

چیزای جالبی یادم افتاد ... اولین قدم زنامون توی خیابون باهنر بود ... وقتی از بچها عقب افتادمُ خیلی مظلوم ازشون خواستم آروم تر راه برن.

وقتایی که با همیم اطرافمون محو میشه ...

خنده هامون بلندتره ... مسخره بازیامون بیشتر.

صدامون شادتره و غم هامون کمتر از همیشه. :) xo


#ایکس اُ ایکس اُ نوشت, یونیکورن, لبخند نوشت
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 16:56  توسط گیله دختر  | 


#خوشحال نوشت, او
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 16:53  توسط گیله دختر  | 

من ترک زبان نیستم ولی زبان ترکی استانبولی رو خیلی دوست دارم و یکم ازش سر درمیارم؛

عاشق آهنگاشونم ... اگه طرفدار موسیقیشون باشید حتما میدونید که لیریکس آهنگاشون چقدر خاصه و از دِل میاد.

آلبوم جدید Edis رو دانلود کردم و چند روزه همه ش پلی میکنم ... به طرز عجیبی خوبه. ^_^

اسم آلبومش An ئه.


#مود نوشت, هَطو, ایکس اُ ایکس اُ نوشت
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 11:22  توسط گیله دختر  | 

دارم برای سومین بار 13reasons why رو میبینم؛

کم کم دارم به این نتیجه میرسم که هِنا خیلی به دیگران سخت گرفته ...

یجورایی میخواسته با مقصر جلوه دادن دیگران خودشُ توجیه کنه ... هر چقدر به اپیزود های آخر میرسم مطمئن تر میشم.:/


#فیلم نوشت, مود نوشت
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 18:50  توسط گیله دختر  | 

امروز به عشق همون کافه ای که باریستاش پیشی داشت راه افتادیم سمت شهرداری اما بسته بود :| -_-

خلاصه رفتیم همون کافه ای که قسم خوردیم توش پا نذاریم:))

وقتی یکم اونجا وقت گذروندیم فهمیدیم وقتی با همیم میشه اونجا رو تحمل کرد ... شاید باز هم بریم همونجا...

تو کتاب فروشی چرخ میزدم که چشمم خورد به بخش دفترچه های خوشگلش... بالاخره یکی انتخاب کردم و توی کافه استارت نوشتن رو زدم. :))

این نوشتن چیه که انقد منو آروم میکنه xo .


#روز نوشت
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 17:57  توسط گیله دختر  | 

استادی که آخر کلاس تند تند بدون هیچ توضیحی برای جلسه ی بعدش امتحان معین میکنه رو چه باید نامید؟:|

نه موضوعی نه توضیحی!هیچی!من موندم و یه دنیا پی دی اف که باید حفظ شن!آخرشم نمیدونم اونی هست که مدنظرشه یا نع! -__-


#اخمو نوشت, غرغر نوشت, بوک, ایشه
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 10:22  توسط گیله دختر  | 

5شنبه بعد از اینکه کلاس عمومی تشکیل نشد منو ریحانه پنچر از پله ها پایین اومدیم و رسیدیم به همکف.

داشتیم از دانشگاه خارج میشدیم که بهش گفتم بیا امروزُ با هم باشیم.

از اون لبخندای دندون نما که دوس دارم زد و قبول کرد و بهش گفتم پس بیا یه کافی مهمونت کنم.

به شهرداری که رسیدیم طبق معمول رفتیم توی کتابفروشی مورد علاقمون سرک کشیدیم.همونطوری بین قفسه ها میگشتیم و زجه زنان میگفتیم یه خونه میخواییم عین همینجا!

ری ری میدونه عاشق کادو های کوچیکم و چه بهتر از کادویی که ست باشه؟

چشممون خورد به پیکسل ماتیلدا بدون هیچ حرف زدنی دنبال مشابهش گشتیم و برام خریدش.xo

رفتیم همون کافه ای که دلم میخواست یه بارم شده برم.بخاطر بافت قدیمی ساختمونش...اون روز انقدر غرق صحبت بودیم که یادم رفت ازش عکس بگیرم.:(

کافه تو یکی از ساختمونای فوق العاده قدیمی بود.وقتی توش قدم برمیداشتم پارکتای چوبی زیر پام صدا میدادن.به هر طرف نگاه میکردی اتاقایی بودن پر از مبلای راحتی و وسایلای قدیمی.گوشه ای ترین اتاق رو انتخاب کردیم که شامل یه میز و سه تا صندلی قدیمی چوبی بود.

به بهونه ی اسپرسو رفتم کافه ولی کنارش یه براونی هم سفارش دادم :))

برگه ی کنفرانسشو گذاشت جلوم تا بخونمش.همونطوری که لم داده بودم روی صندلیم و بوی اسپرسو پیچیده بود توی هوا با دقت تمام نکاتش رو خوندم و با اطمینان گفتم بی نقصه و نمیشه توش ایراد پیدا کرد.خوشحال شد و برگه ها رو گذاشت توی کیفش.

بیشتر از یه ساعت اونجا بودیم.

همونطور که چنگال رو توی دل براونی فرو میکردیم سرگرم گفتن و خندیدن بودیم.

رفتیم حساب کنیم؛

خانوم کافه دار یه پیشی پرشین کوچولو بغلش بود و همونجا با خودم قسم خوردم این کافه پاتوقم میشه!:))

خیلی آروم گذاشتش بغلم و من از شدت ذوق و هیجان با چشای گرد شده به بقیه نگاه میکردم.توی عکسام شدت ذوق زدگیم معلومه.:))

رفتیم سمت خیابون علم الهدی و روی نیمکتاش نشستیم و از هر دری گفتیم.از هدفامون از آرزوهامون از ناراحتیامون از همه چی.

جالب بود که هیچوقت حرفامون تموم نمیشن و ما باز همدیگه رو میفهمیم.

وقتی گفت:پشت کنکور موندم ارزششو داشت تا یه دوستی مثل تو پیدا کنم. ،‌ گفتم تمومه!این همون بست فرند منه!از نوع همیشگیش!

دوست خوب یه خوش شانسی بزرگه.

براتون یه خوش شانسی همیشگی آرزو میکنم. xo


#برای ری ری, ایکس اُ ایکس اُ نوشت
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 19:48  توسط گیله دختر  | 

امروز اولین کنفرانسمُ جلوی 30 نفر ارائه دادم.

واقعا حس خیلی خوبی بود.حتی استرس اولش هم برام جالب بود.

و من عاشق نتیجه ش شدم.^__^

موضوع لکچرم درباره ی فشن بود و تونستم با توجه به علاقه ای که بهش دارم بهتر اجراش کنم.

سعی میکنم واسه ی این چیزا بیشتر داوظلب شم واقعا کمک بزرگی میکنه.


#روز نوشت, درس نوشت, دانشگاه
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 17:14  توسط گیله دختر  | 

اردیبهشتتون زیباترین باشه xo

همین تلفظ و نوشتنش هم زیباست؛دقت کردین؟

از همون بچگی اردیبهشت برام دوست داشتنی و خاص بود ^_^🌱

بریم یه استارت خوب و مفید داشته باشیم؟ :)


#مود نوشت, هَطو, لبخند نوشت
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 13:27  توسط گیله دختر  |